سایه ات از سر من رفت سرم درد گرفت

جگرم بودی ورفتی جگرم درد گرفت

تکیه گاهم شدی و تکیه به تومی کردم

در نبودت سپرمن سپرم درد گرفت

قوت قلب وخوشی دل دخترپدر است

بی توای ریشه یِ من برگ وبَرَم دردگرفت

حرمتی داشتی و حرمت من دست نخورد

حرمتت نیست که اینگونه پرم درد گرفت

کوچه ها بعد تو جای گذر زنها نیست

صورتم در جریان گذرم درد گرفت

باخبر هستی ازاین غم که دو دستی خوردم

گونه ام خورد به دیوار وسرم درد گرفت

خبرش آمده که پیش حسنم افتادم

مثل من صورت سرخ پسرم درد گرفت

تا توبودی در این خانه به لگد باز نشد

بی تو در باز شداما کمرم دردگرفت

تن من پشت درافتاد و در روی تنم

کمترم سوخت ولی بیشترم درد گرفت



مطالب مرتبط

سلام من به مدینه
سلام من به مدینه

شنبه, 11 دی 1400

پخش
بیا نگار آشنا
بیا نگار آشنا

شنبه, 08 مرداد 1401

پخش
دوست داری در زدن های مرا
دوست داری در زدن های مرا

شنبه, 27 فروردین 1401

پخش