استودیویی / سید هادی گرسویی

از آسمان رسد ندایی بر زمین
که یا رسول! جدا شد از خاتم نگین
به قتلگاه عزیز زهرا را ببین

عَلَى الْجُسُومِ الشّاحِبات؛ به تیر و سنگ و نیزه ها
به پیش چشم مادرت؛ مُرَمَّلٌ بِالدِّماء

بعدِ تو… وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَات
بعدِ تو… وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلات
بعدِ تو… به قتلگه مخدرات

حسین غریب… حسین غریب فاطمه

به صبح و شام؛ نوای مهدی می‌رسد
به ناله اش؛ شراره بر جان می‌دمد
به جای اشک؛ ز دیده اش خون می‌چکد

عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلات؛ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیب
عَلَى الذَّبیحِ بِالقَفا؛ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ

بعد تو… بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُور
بعد تو… لَاطِمَاتِ الْوُجُوه
بعد تو… نَاشِرَاتِ الشُّعُور

حسین غریب… حسین غریب فاطمه

بیا بیا؛ به لاله های فاطمه
مخدرات؛ سلاله های فاطمه
بیا بیا؛ به ناله های فاطمه

قسم به آه زینب و سکینه در قتلگاه
به حال گریان بتول، به آتش خیمه‌گاه

بعدِ تو… وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَات
بعدِ تو… وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلات
بعدِ تو… به قتلگه مخدرات

حسین غریب… حسین غریب فاطمه

شاعر: محمد کاظم اعتمادی