اول دفتر به نام خالق اکبر
آن که سزد نام او در اول دفتر

نکته ای از قدرتش بس، این که بگویم
اوست علی آفرین و فاطمه پرور

فاطمه مجموعه صفات خداوند
فاطمه آیینه کمال پیمبر

عصمت کبری، ولیه ی الله عظمی
قره ی عین النبی، حبیبه داور

بَضعه ی احمد نه بلکه روح محمد
همسر حیدر نه بلکه هستی حیدر

شهر خرد احمد و علی ست درِ آن
فاطمه آن شهر راست مرکز و محور

ای به مثَل بی مثَل چو خالق یکتا
وی به نُبی چون نَبی ستوده داور

شأن تو در «إنّما ولیُّکُمُ الله»
با حق و با احمد و علی ست برابر

جز پدر و شوهر و دو ابن و دو بنتت
روی تو نادیده کس ز اکبر و اصغر

پای به محشر چو می نهی رسد آواز
«غضّوا أبصارکم» به خلق، سراسر

چشم و چراغت دو گوشواره عرش اند
راحت جانت دو نازدانه دو دختر

در قدم مادر است جنت موعود
وین سخن نغز چون سروده پیمبر

در عجبم زین حدیث و آن که چرا او
داده به زهرای خویش کنیه مادر

بهر شفاعت تو را بس است در آن روز
دست ابوالفضل و خون محسن و اصغر

هر که پناهش تویی پناه تو عالم
وان که شفیعش تویی شفیع به محشر

به به از آن رهبری که پیرو زهراست
به به از آن پیروی که فاطمه رهبر

حبل متین پیمبران الهی است
هر نخی از چادرت به عرصه محشر

چهره ز أعمی نهان کنی و بگویی
می نگرم من ورا نبیندم او گر

آب وضویت دوای عیسی و موسی
خاک درت آبروی ساره و هاجر

کشته راه خدایی و هدف تو
امر به معروف بود و نهی ز منکر

حضرت باقر برای چاره هر غم
نام تو می برد بر زبان مطهر

خانه تو قبله امید سه حجت
بیت تو معراج صبح و شام پیمبر