ای کاش کسی روی لبش آه نباشد
با نامه ی او قافله در راه‌ نباشد
.
ای کاش که مردی غم بسیار نبیند
از بی کسی اش کوچه به کوچه ننشیند
.
دیدی که چه آمد به سرم این دو سه روزه
خالی شده بد دور و برم این دو سه روزه
.
هر در که زدم در به رویم وا نشد اصلا
یک مرد پی یاری من پا نشد اصلا
.
این تن برود زیر لگد پیکر تو نه
صد بار سرم بشکند اما سر تو نه
.
هرچند که پاره شده لب هام‌ غمی نیست
در پیش شریح اند پسرهام‌ غمی نیست
.
این زخم لب من‌ به فدای لبت آقا
هر دو پسرم نذر سر زینبت آقا
.
خاکی شده ام خاک‌ نبیند بدن تو
من‌ سوخته ام تا نرسد سوختن تو
.
در کوفه به جز بغض علی هیچ‌ ندیدم
از مردم کوفه چقدر فحش شنیدم
.
دل ها اگر از کینه لبالب بشود چه ؟
در شهر علی دختر او‌ سب بشود چه ؟
.
گویا سخن از‌ حرمله نامی شده آقا
گفتند کماندار چون او نیست در اینجا
.
راهی نشو این سمت که بیراهه زیاد است
در بین زنانش زن جرّاحه زیاد است
.
می ترسم از آن روز که هی داغ ببینی
بر کهنه عبا یک تن پاشیده ببینی
.
این‌ مردم عیّاش همه اهل قمارند
بر پیرهن‌ساده ی تو رحم ندارند