برام رقم میخوره زیباترین سرگذشت

اگه یه روزی بگن تو روضه ها درگذشت

این گریه زاری ما که چیزی نیست یا حسین

تو راه عشقت باید از جون و از سَر گذشت

برات گریه نکنم چیکار کنم

برات سینه نزنم چیکار کنم

برات جامه نَدَرَم چیکار کنم

برات لطمه نزنم چیکار کنم

بگو به من که پای کدوم غمت بمیرم

خدا بهم زبون داد برات زبون بگیرم

… حسین آقای من ، اِی آقای من …

شکوه این آسمون به مِهر و مهتابشه

تمنای نوکرت دعای اربابشه

اِنقدر صدات میزنم تا که نگاهم کنی

اِنقدر به در میزنم تا اینکه در وا بشه

به ما چشمایی مثه فرات بده

آقا کربلا میخوام برات بده

شدم روسیاه منو نجات بده

به من برگ عبور از صراط بده

بگو به من که پای کدوم غمت بمیرم

خدا بهم زبون داد برات زبون بگیرم

… حسین آقای من ، اِی آقای من …

غریبیم و بی کَسیم ، اگر چه با مردمیم

نَه در پی آبیم و نَه در پی گندمیم

بنازم این سفره ی محبتو یا حسین

تو اِنقدر ریزه خور داری که ما توش گمیم

آقا وقت کمه و حرف دل زیاد

بازم روضه ها داره یادم میاد

جیگر وقتی که میسوزه آب میخواد

هنوز زمزمه ی اَلعطش میاد

بگو به من که پای کدوم غمت بمیرم

خدا بهم زبون داد برات زبون بگیرم

… حسین آقای من ، اِی آقای من …