تو ابوفاضل و بر چرخ ادب قائمه ای مداحی باکیفیت کریمی نوحه تاسوعا

 

تو ابوفاضل و بر چرخ ادب قائمه ای
پسر شیر خدا، شیر بنی فاطمه ای
تو حسین دگر فاطمه در علقمه ای
هاشمیون همه ماهند و تو ماه همه ای

تیغ ابروی تو شمشیر حسین بن علیست
نفست نعره ی تکبیر حسین بن علیست

تو چراغ دل مصباح هدایی عباس
وصل جانان شده از خویش جدایی عباس
پای تا فرق امام شهدایی عباس
پسر خون خدا، خون خدایی عباس

عطشت آب دهد چشم بنی الزهرا را
غیرتت می زدند آتش جگر دریا را

جز تو ای بوسه زده بر قدمت آقایی
که شنیدست که فرمانده کند سقایی
با لب خشک کند چشم ترش دریایی
باشد از لیله ی میلاد بنی الزهرایی

گرهی کار تو را غیر عطش وا نکند
مثل تو تشنه لبی ناز به دریا نکند

ای فرات آمده مبهوت جلالت عباس
آب ها تشنه ی دریای وصالت عباس
صلوات همه بر ماه جمالت عباس
به جمال و به جلال و به کمالت عباس

بس که در معرکه ثابت قدمت میبینم
بین هفتاد و دو عاشق علمت میبینم

ساقیِ تشنه لب بزم بلا کیست؟ تویی
حیدر معرکه ی کرب و بلا کیست؟ تویی
اسد الله امام شهدا کیست؟ تویی
مظهر غیرت و ایثار و وفا کیست؟ تویی

دل عشاق خداوند حرم خانه ی توست
علم آل پیمبر به سر شانه ی توست

نه فقط بر شهدا قافله سالار هستی
تا قیامت به حسین بن علی یار هستی
در صف جنگ همان حیدر کرار هستی
ولی عصر که آید تو علمدار هستی

دیده ی حضرت مهدی است به همیاری تو
دیدنی است در آن روز علمداری تو

آب بر صبر و ثبات و ادبت می نازد
بحر حیرت زده بر داغ لبت می نازد
عشق آتش شده بر تاب و تبت می نازد
ماه بر اشک مناجات شبت می نازد

ای امام شهدا دست تو را بوسیده
عجبا دست خدا دست تو را بوسیده

عضو عضو تو شده وقف امام شهدا
سر جدا، فرق جدا، دیده جدا، دست جدا
گشته هر زخم تنت یک گل لبخند خدا
تن صد چاک تو در علقمه میداد ندا

من گل پرپر گلخانه‌ی خیر الناسم
من فدایی حسین بن علی، عباسم

عشق تاب و تبش از گرمی بازار من است
سپر تیر بلا دیده ی خون بار من است
وادی کرب و بلا عرصه‌ی پیکار من است
حضرت فاطمه در علقمه زوار من است

گرچه بی دست شدم دست خدا را دستم
دستگیر همه تا عرصه‌ی محشر هستم

خون بازوی من از دیده ی عالم ریزد
شعله ی ناله ام از سینه ی میثم ریزد

از کتابِ: #یک_ماه_خون_گرفته
شاعر: #حاج_غلامرضا_سازگار

” کاشکی دستام می‌تونست، تیر از تو چشمات دراره
کاشکی دستام می‌تونست، سرت رو زانوم بزاره

ز جا برخیز و ای ابرو شکسته…
نشسته در برت پهلو شکسته… ”

 

تو ابوفاضل و بر چرخ ادب قائمه ای

مداحی باکیفیت کریمی نوحه تاسوعا : همین که نعره لشکر بدل به هلهله شد

وجه ابالفضل كانون عشقه/ محمود کریمی/ شب تاسوعا