چادرت را بتکان روزی ما را بفرست

ای که روزی دو عالم همه از چادرت تو

من از خاک پای تو سر بر ندارم

مگر لحظه ای که دگر سر ندارم

مگیر از سرم سایه چادرت را

پناهی از این خیمه بهتر ندارم

بگیر از سر لطف جان مرا هم

ببخشا اگر جان دیگر ندارم

بخوانم به فرزندی ات که امیدی

به غیر از دعاهای مادر ندارم

فاطمه سوگند به پاکی تو

بیرق ما چادر خاکی تو