شد سرود رو لبامون با یه قلب بیقرار
لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار
گل بریزید نقل بپاشید شام جشن و شادیه
به تن مولای عالم خلعت دومادیه
شد سرود رو لبامون …

تا که میبینه عروس و چهره ی معصومشو
میره میبوسه علی دست پدر خانومشو
لافتی الا علی…

جبرئیل اومد بروی سینه ی عالم نوشت
اول ذی الحجه جشن توی تالار بهشت
خطبه ی عقد و خدا امشب میخونه عاشقا
آیینه بندونه تموم کهکشونه عاشقا
حسرت این زندگی رو کل دنیا میخوره
خونشون توی مدینه از بهشتم سر تره
بی قرار بیقرارم شب شبه مهتابمه
اول این زندگی که حاصلش اربابمه

لا فتی الا علی …

جبرئیل آماده شد تا عالم و مهمون کنه
بعد هر لبخن زهرا عرش و گل بارون کنه
زیر یک سقفن از امشب در کنار هم خوشند
این عروس دوماد الهی به پای هم پیر بشند
تو قیامت حضرت زهرا قیامت میکنه
دونه دونه از تموم ما شفاعت میکنه
لا فتی الا علی…