بازم توی قلب شب آهی غریبانه بود
کوچه همان کوچه و خونه همون خونه بود
میسوزه تو دل شب دوباره دل کبوتر ها
میگیره تو شعله آتش به پر معجر ها
وای وای ای وای
ولی خونه فاطمه بال و پر بود که سوخت
میخ در بود که سوخت بین اتش و دود خود مادر بود که سوخت
وای وای ای وای
بازم زمین میخوره مردی تواین کوچه ها
مونده یک عمر رو دلش داغ همین کوچه ها
میباره مثله بارون دوباره برابر حیدر میشینه روی خاک و روضه میخونه برای مادر
وای وای ای وای ای وای
یک روزی تو یک کوچه ها از ستم میزدند هر قدم میزدند یاس پیغمبر رو همه با هم میزدند
وای وای ای وای ای وای
بازم توی قلب شب آهی غریبونه بود
کوچه همون کوچه و خونه همون خونه بود
میسوزه تو دل شب دوباره دل کبوتر ها
میگیره تو شعله آتش به پر معجر ها
وای وای ای وای
تو کوچه ها با دل خسته پی مرکبم میسوزم و هر نفس یاد غم زینب ام
خسته ام از بی کسی و غریبه مدینه دلگیر دیدم که داره دشمن داره میگیره رو سر من شمیشیر
وای وای ای وای ای وای
ولی غروب کربلا از غفا میبرید بی حیا تا رسید پیکر ی سر و روی خاک ها میکشید
ثارالله ابا عبد الله ابا عبد الله