تو که توو عرش خدا این‌همه هیئت داری
تو که تو قلب خدا این‌همه عزت داری
تو که با شخص خدا هر شبه خلوت داری
پس چرا به من محبت داری؟

تو که با هرکی شهید میشه رفاقت داری
تو که تو سینه‌زنات قاضی و بهجت داری
تو که دیگه به بدی‌های من عادت داری
پس چرا به من محبت داری؟

شرمنده شدم بس که کرم داره حسین
دستم رو گرفت دست علمدار حسین

منو دوست داری مثِ مادرم
منو ول نکن نذا باز برم
منو راه بده که بیام حرم
یاحسین

“اُنظُر اِلَینا یاحسین”

تو که تو خیمه علی‌اکبر و قاسم داری
تو که عباس و حبیب و جون و مسلم داری
تو که بین شهدا این‌همه خادم داری
منو واسه‌ی چی لازم داری؟

تو که کوثری و حاج اکبر ناظم داری
تو که اربعین هزار هزار ملازم داری
تو که با بودن من فقط مزاحم داری
منو واسه‌ی چی لازم داری؟

فرقی نداره بنده‌ی خوبم یا بدم
سودی ندارم اما حسین میخردم

میخره منو که آدم بشم
نمیبینه خیلی بی‌ارزشم
میبینه فقط که تَره چِشَم
یاحسین

“اُنظُر اِلَینا یاحسین”

منی که دیگه از این عالم و آدم سیرم
اگه که دست منو نگیری از دست میرم
از رقیه آخرش کرببلا میگیرم
به خدا حرم نیام میمیرم

منی که خورده گره با حرمت تقدیرم
منی که افتاده تو آینه‌هات تصویرم
منی که روز و شبم رو با شما درگیرم
به خدا حرم نیام میمیرم

میمیرم آقا اما تو زنده‌م میکنی
توی حرمت این بدو آدم میکنی

نزنی تو روی منو زمین
من فقط یه چیزی می‌خوام همین
زائرت باشم شب اربعین
یاحسین

“اُنظُر اِلَینا یاحسین”