من از همه خستم به غیر از تو

بسکه تو هر شرایطی خوبی

خوبی ندیدی ازم اما باز

سنگ منو به سینه میکوبی

تو اوج بی کسی دیدم کنارمی

من بی قرارتم تو بی قرارمی

تبعید نکن منو از زیر چادرت

وقتی فقط خودت دار و ندارمی

دست خودم نیست بهت اسیرم

تو هم بگی برو من از پیشت نمیرم

وقتی شنیدم چه حالی داری

منم دلم میخواد مریض بشم بمیرم

مادر مادر مادر مادر

****

مادرا تو مصیبت و دردن

به عشق خونواده میخندن

با دستی که شکسته پا میشن

بازم واسه غذا درست کردن

مادر تو بسترم باشه یه مادره

بی مادرا اصن ساعت نمیگذره

مادر تو قبرشم باز فکر بچه هاست

از فکر بچه ها خوابش نمیبره

مادر ماها دلش شکسته

تو انتظار مردن خودش نشسته

سکوت محضه حتی یه لحظه

حرفی نمیزنه فقط چشماشو بسته

مادر مادر مادر مادر