کشته ی زهر جفا صادق آل عبا
آینه ی مرتضی صادق عال عبا
باز در شهر نبی شعله زدر بالا رفت
پیر مردی وسط کوچه تک و تنها رفت
بی عبا پیش همه بین گذر گیر افتاد
ذکر یا فاطمه داشت هر چقدر می افتاد