هر دم شهید بی سری می آید از راه

ای سر! چه کم داری مگر از دیگران؟ آه

دیدی رفیقان می‌روند نوبت به نوبت؟

اما نگاهی هم نکرد بر تو شهادت

سهم من شد فقط چشم بارانی ام

ذکر یا زینب است روی پیشانی ام

دل شده مبتلا در هوای حسین

سر به پای حسین جان فدای حسین

آه ای شهید سر جدا تو از که خواندی؟

وقتی به زیر دست و پا رجز که خواندی

که چون حسین بن علی گشتی فدایی

ای نوش جانت این چنین مرگ خدایی

من ولی ماندم و داغ پنهانی‌ام

ذکر یا زینب است روی پیشانی‌ام

دل شده مبتلا در هوای حسین

سر به پای حسین جان فدای حسین

همراه یاران خدا راهی شده دل

تا زینبیه تا حلب تا شام و موصل

همچون حسین جز پاسخی محکم نداریم

او با عدو سازش نداشت، ما هم نداریم

سوی تو آمدم / چون که می‌خوانی‌ام

ذکر یا زینب است / روی پیشانی‌ام

دل شده مبتلا در هوای حسین

سر به پای حسین جان فدای حسین

عن حرمِ اللهِ هُمُ المدافعونا

آنها مدافعان حرم هستند

و اللهِ لا خوفٌ و لا هُمْ يحزنونا

به خدا نه ترسی دارند و نه از چیزی ناراحتند

مِن كربلا جاؤا إلينا يَحملونا

از کربلا به سمت ما آمدند

صرخةَ لبّيكَ إمامي يا حسينا

در حالی که فریاد لبیک یا حسین بر لب دارند

لا نَهابُ العِدى ..نحنُ قومُ الفِداءْ

از دشمنان نمی ترسیم…. ما قوم فداکاری هستیم

و لنا كربلاءْ …جَنَّةُ الشهداءْ

ما کربلا داریم… که بهشت شهداست

ياحسين …ياحسين ..يا حسين… يا حسين

فداؤكِ يا زينبُ نحنُ نَرُوحُ

فدای شما یا زینب، ما (برای دفاع از حرم) می رویم

و كُلُّنا عباسكِ ، فينا الطُّمُوحُ

همه ما عباس تو هستیم و همتمان بلند است

عِطرُ الوفاءِ و الإبا مِنَّا يَفوحُ

از ما عطر وفاداری و سربلندی بر می‌خیزد

عن الدفاعِ لنْ تُعيقَنا الجُروحُ

زخم ها ما را از دفاع باز نمی‌دارد

شهداءُ الدفا عِ عَن الحرم ِ

شهدای مدافع حرم

دمُهمْ دمُهمْ خيرُ خيرُ دم ِ

خون آنان بهترین خون است

ياحسين …ياحسين ..يا حسين… يا حسين

شاعر فارسی: امیر رضا یزدانی