کاروان ها یک به یک رفتند سوی کربلا

جواد مقدم

بیشتر

کاروان ها یک به یک رفتند سوی کربلا
دیدی آخر ماند بر دل آرزوی کربلا
همچو یاران خمینی درمیان خاک و خون
کی شود جانم بگیرد کربلا
حاضرم بود و نبودم را بگیری در عوض
یک دو جرعه می بنوشم از سبوی کربلا
باز من شبای جمعه قبله را گم می کنم
باز میخوانم نمازم را بسوی کربلا
هم سفا و هم منا در آرزوی تربش
کعبه گیرد آبرو از آبروی کربلا



مطالب مرتبط