من از روی نیزه 

میدیدمت تو دل شب 

کسی نبود بزنه زانو 

تا تو بشی سوار مرکب 

بیچاره زینب 

سواره بی شکیب من

چقدر خسته میرود 

کجاست دستهای من 

که دست بسته میرود 

نه خیمه های سوخته 

قدم قدم نفس نفس میزدی 

جای بچه ها تو بیابونا

تو رو میزدن همش جای اونا 

بمیره برات حسین




مطالب مرتبط

دریای آرامش
دریای آرامش

دو شنبه, 13 اردیبهشت 1400

پخش
اغیثینی یا خدیجة الکبری
اغیثینی یا خدیجة الکبری

دو شنبه, 22 فروردین 1401

بزرگترین سرمایه
بزرگترین سرمایه

سه شنبه, 10 اسفند 1400

پخش
آقا به هوای کربلا سوگند
آقا به هوای کربلا سوگند

پنج شنبه, 17 تیر 1400

پخش