تو کوچمون اومدن

محمدرضا بذری

بیشتر

تو کوچمون اومدن این خونه رو چشم زدن

 

 ما هر چی خوبی کنیم مردم این شهر بدن

 

 این خونه حقش هیزم و حقش آتیش و دود نبود

 

 گلی که پیغمبر امانت داده بود کبود نبود

 

 دیدم که خوشبختی عزیز گفتن خرابش می کنین

 

 علی رو توی مدینه خجالت آبش می کنین

 

 بد زدنت جلو چشای حسنت

 

 ناحلة الجسم شدی و چیزی نمونده از بدنت

 

 آه فاطمه غم من و چاه فاطمه

 

 روضه جانکاه فاطمه آه فاطمه

 

  یافاطمه یازهرا یافاطمه یازهرا



مطالب مرتبط

 چه جــوری ازت دل بکنم ؟
چه جــوری ازت دل بکنم ؟

سه شنبه, 26 مرداد 1400

پخش
رفیقامو بردی کرببلا پس من چی
رفیقامو بردی کرببلا پس من چی

پنج شنبه, 01 مهر 1400

پخش
 به رسم ادب به رسم وفا
به رسم ادب به رسم وفا

یک شنبه, 24 مرداد 1400

پخش
دلشوره ها رو میبینی
دلشوره ها رو میبینی

سه شنبه, 23 شهریور 1400

پخش