باده میخواهم ولی از دست دوست

حاج منصور ارضی

بیشتر

باده میخواهم ولی از دست دوست

میروم هر جا که خاطرخواه اوست

 

در به در کن آخر عمری مرا

چون که این عاشق نمیگنجد به پوست

 

میل ساقی بوده که ظرفم شکست

کوزه ی صد تکه بهتر از سبوست

 

قُرب من را غم میسر میکند

درد اگر از سوی تو باشد نکوست

 

تو کنار ما و ما غافل ز تو

چشم نابینا چرا در جستجوست

 

یوسفا از چاه بیرونم بکِش

گرگ نفسم را بکُش دردنده خوست

 

عزتی را که خودت دادی نگیر

سائل بی آبرو با آبروست

 

دشمنانت حرف پشتت میزنند

زودتر برگرد وقت روبروست

 

کار من سخت است با بار گناه

مرقد کرب و بلایم آرزوست

 

ای نجف جای ضریح مرتضی

پنجه های بغض من زیر گلوست

 

ای مدینه زینب آمد بی حسین

آنکه بین کوچه گرم گفتگوست

 

خواهرانه پیش مادر گریه کرد

آب دید و گفت که وقت وضوست

 

گفت ای ام البنین چشم رباب

بعد اصغر در پی مشک عموست

 




مطالب مرتبط

حسین جان
حسین جان

پنج شنبه, 16 بهمن 1399

پخش
این جان مسیح را مسیحا
این جان مسیح را مسیحا

سه شنبه, 29 تیر 1400

پخش