اي دلت بند اميرالمومنين

محسن عرب خالقی

بیشتر

اي دلت بند امير المومنين

رشته هاي چادرت حبل المتين 

مادر ماهي و خورشيد زمين

اي كنيز فاطمه ام البنين

 

يك رباعي داشته ديوان تو

چار گل روييده بر دامان تو

چارقُل خوانديم در قرآن تو

همسر شيري و خود شير آفرين

 

مثل قطره آمدي،دريا شدي

خاك بودي،تربت اعلي شدي

تا كنيز خانه زهرا شدي

خانه ات شد قبله عرش برين

 


تا علمدار حرم از حال رفت

يوسف زهرا سوي گودال رفت

دست دشمن جانب خلخال رفت

حمله كردند از يسار و از يمين

 

روز،سينه زن شد و شب گريه كرد

شمر تا خنديد زينب گريه كرد

نعل مي رقصيد و مركب گريه كرد

ذوالجناح آمد به خيمه شرمگين

 

تو نبودي خيمه را آتش زدند

عشق را در كربلا آتش زدند

بچه ها را بي صدا آتش زدند

سوخت آن شب قلب ختم المرسلين

 

خوب شد مادر نبودي،ناگهان

سرخ شد از خشم چشم آسمان

تا كه در گودال آمد ساربان

خاتم آل عبا شد بي نگين

 

خوب شد مادر نبودي،سر شكست

در حرم گهواره اصغر شكست

بعد سقا حرمت معجر شكست

راهي بازار شد پرده نشين

 



مطالب مرتبط