از تب زهرِ نفسگیر، تنت می لرزد

سید رضا نریمانی

بیشتر

از تب زهرِ نفسگیر، تنت می لرزد

همچنان مار گزیده، بدنت می لرزد

 

چه کنم ناله ز دل، وقت تردد نکشی؟!

چه کنم تا که عبا را به سر خود نکشی؟!

 

رنگ در چهره نداری و رخت زرد شده

مهربان، دست رئوفت چقدر سرد شده

 

شمس نورانی افلاک، زمین افتادی

باز هم پا شدی از خاک، زمین افتادی

 

بر زمین پیکر خود را مکش اینقدر بس است

تا به حجره، پر خود را مکش اینقدر بس است

 

به در حجره رسیدی، به غمت چیره شدی

یاد مادر، به در حجره ی خود خیره شدی

 

میخ در، ناله ی جانسوز چرا سر داده؟!

جای در، شعله به جان جگرت افتاده

 

عمر پر برکت و پر مرحمتت شد طی، وای

رو به قبله شده ای، قبله ی عالم، ای وای

 

خاطرت باز سوی کرب و بلا جمع شده

فرش های کف این حجره چرا جمع شده؟!

 

نه رد سرمه به چشم است، نه رد اخم است

کار گریه به حسین است، دو پلکت زخم است

 

خواهرت نیست کنارت، به عیادت برسد

اندکی صبر کن آقا که جوادت برسد

 

غم مخور تا که جوادت به دلت تاب دهد

تشنه ای؟ زود به دستت قدحی آب دهد

 

بین این حجره کسی سنگ به سویت نزند

پنجه ی شمر لعین شانه به مویت نزند

 

حرمله نیست، سنان نیست، خیالت راحت

خواهرت دل نگران نیست، خیالت راحت

 

دم آخر احدی دست به خنجر نَبَرد

بین این حجره کسی پیرهنت را ندرد

 

داغدار غم جدت شده ای؟ نیست عجیب

بازهم روضه بخوان، ناله بزن یابن شبیب...

 



مطالب مرتبط

تو پناهمی
تو پناهمی

جمعه, 21 خرداد 1400

پخش
دل‌خوشی
دل‌خوشی

پنج شنبه, 08 مهر 1400

سرمستی دل گذشت از حد
سرمستی دل گذشت از حد

سه شنبه, 01 تیر 1400

پخش