گرچه درخت خشک دلم نا اُمید نیست
گویا بهار، در دل این سَررسید نیست

تقدیرمان به خال سیاه تو رفته‌ است...
انگار بخت منتظرانت سپید نیست!

هفتاد پُشت من، همگی عاشق تواَند
پس ماجرای عشق من و تو جدید نیست

در راهِ دوست جان بدهی، بُرد کرده‌ای
هر کس که پای یار نمیرد، شهید نیست

(خوش به حال مدافعان حرم عشق را در عمل نشان دادند

تا بفهمیم یوسف زهرا عاشقی جان نثار میخواهد

شیعه تنهاست یا اباصالح با همان هیبت علی برگرد

گردن دشمنان آل الله گردش ذوالفقار میخواهدا)

دست گناهکار مرا رو نمی‌کنی...
اینگونه پرده‌پوشی‌ات اصلاً بعید نیست

خیلی کُمیت بندگی‌ام لنگ می‌زند
این پا شبیه آنکه به سمتت دوید، نیست

من در کمال خیره‌سری، دوست دارمت
این روسیاه هرچه که باشد، پلید نیست

قفل دلم به دست علی باز می‌شود
مثل نجف برای دل من کلید نیست!

چیزی نمانده دق کنم از داغ کربلا
جز دوری از حسین، عذابی شدید نیست

جانِ لبی که چوب شد از تشنگی، بیا
جان تنی که گم شده، در خطِّ دید نیست
* *
وللّه اوجِ روضه همین مصرع است و بس:
جای عقیله در دل بزم یزید نیست



مطالب مرتبط

ای یاس کبود من
ای یاس کبود من

دو شنبه, 22 دی 1399

پخش
اسوه شهید گمنام
اسوه شهید گمنام

دو شنبه, 22 دی 1399

پخش
فدای اون حرمت مادر
فدای اون حرمت مادر

دو شنبه, 22 دی 1399

پخش