از پلک تو ملک تا که نم شد
هر قطره‌ی لایق تو، یم شد‌

احکام امور می‌نویسد
دستی که به تیغ تو، قلم شد

تو از پس پرده، هو کشیدی
عیسای طبیب، متّهم شد

وصل چو منی به حشر افتاد
از بس‌که اهمّ فی‌الاهم شد

بنشینم و صبر، پیش گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم

هرکس‌که رود به مکّه، حاجی‌ست
وآن کس‌که رود نجف، منجف




مطالب مرتبط

بسم رب النور نور کرب و بلا
بسم رب النور نور کرب و بلا

دو شنبه, 27 مرداد 1399

پخش
مدار عشق...
مدار عشق...

دو شنبه, 18 مرداد 1400

پخش
دیوونه منم...
دیوونه منم...

دو شنبه, 18 مرداد 1400

پخش