خیلیا طعنه زدن به گریههام
این همه گریه خب آخرش که چی
سرمایهت چقد میشه آخر سال
زندگیت میرسه آخرش به چی
ولی من آخر سالی میبینم
که هنوز خیلی باهاش حساب دارم
اونقدر مصیبتاش زیاده که
بعد مرگمم بهش بدهکارم
گریه میکنم برا اون که دلش
سوخت برام که خیلی غرقم تو گناه
تو گناه دستوپا میزنم ولی
اون چقد دستو پا زد تو قتلگاه
آخرش یه جا به دردش میخوره
ادا هم باشه یه روز به کار میاد
مادرش این اداها رم میخره
بذر گریه قیامت به بار میاد
آخرش وقتی که دست خالی میریم
زیر خاک و همه رو جا میذاریم
استخونای ما فریاد میزنه
ابیعبدالله چقد دوست داریم