آتشم آتشی از سمت سحر

شعله ام شعله ای از شمس و قمر

هو هویم هو هوی یک تیغ دوسر

نعره ام نعره ای از عمق جگر

ها علی بشرن کیف بشر

که بشر می شود این گون مگر

مثل یه قایق طوفان زده ام

مثل یک شیشه باران زده ام

مثل یک دست به دامان زده ام

که خوشیم فال به دیوان زده ام

آمده جان علی جان نجف

آمده جان علی جان نجف

حضرت زینب سلطان نجف



مطالب مرتبط

هر چقدرم گریه کنم سیر نمیشم
هر چقدرم گریه کنم سیر نمیشم

شنبه, 08 مرداد 1401

پخش
من اصلا اومدم برات مریض بشم
من اصلا اومدم برات مریض بشم

چهار شنبه, 05 شهریور 1399

پخش
خسته بود آقا
خسته بود آقا

یک شنبه, 26 دی 1400

پخش