خسته بود آقا

سید مهدی حسینی

بیشتر

خسته بود آقا

تازه روی مرکبش نشسته آقا 

میزدن سنگ سرش 

شکسته بود آقا 

خسته بود آقا 

تک و تنها رفت 

که صدای گریه تو خیمه بالا رفت 

دم رفتن طرف خیمه زن ها رفت 

تک و تنها رفت 

تنهای تنها بود 

تنهای تنها رفت

تنهای تنها بود 

تنهای تنها رفت 

آروم جون من 

زیر دست و پا رفت 

هر کی از راه اومد 

سر نیزه خرجش کرد 

پیش همه زینب 

از خولی خواهش کرد



مطالب مرتبط

من اصلا اومدم برات مریض بشم
من اصلا اومدم برات مریض بشم

چهار شنبه, 05 شهریور 1399

پخش
تو ببینی ام مرا بس
تو ببینی ام مرا بس

شنبه, 23 مرداد 1400

پخش
ای که دلخوشیِ روزگارِ منی
ای که دلخوشیِ روزگارِ منی

چهار شنبه, 29 مرداد 1399

پخش