مادر میان بستر خود روضه می خواند
  با اشک های کوثر خود روضه می خواند
 نیّت نمود و شانه زد بر موی زهرا
  با مویه های آخر خود روضه می خواند
 او چند مدت رنگ نیلی خواب می دید
  بر شاخۀ نیلوفر خود روضه می خواند
 خیره به در می شد و ی این که به دیوار
  یا که به روی دختر خود؛ روضه می خواند
 با روضه های کوچه، او از حال می رفت
  با یاد یاس پرپر خود روضه می خواند
 وقتی گریز روضه هایش کربلا بود
  با نالۀ بغض آور خود روضه می خواند
 مادر بزرگِ ماه های روی نیزه
  بر کشته های بی سر خود روضه می خواند
 بر پارۀ قلبش که زیر دست و پا ماند
  بر پاره های پیکر خود روضه می خواند
 اصلاً در عاشورا به عالم کرد رجعت
  بر روی تل، بر منبر خود روضه می خواند
 از غارت و آتش درون خیمه می گفت
  می سوخت، با خاکستر خود روضه می خواند
 زینب شبیه اوست، نه اصلاً خود اوست
  یعنی برای معجر خود روضه می خواند



مطالب مرتبط

 عمه بکشم سرمه چشام ناز میشه
عمه بکشم سرمه چشام ناز میشه

جمعه, 22 مرداد 1400

پخش
آقام فقط حسین
آقام فقط حسین

دو شنبه, 12 اردیبهشت 1401

سلطان دلم رعیت منم
سلطان دلم رعیت منم

سه شنبه, 20 مهر 1400

پخش