روضه | چشم هایت فرات دلتنگی

حاج حسن خلج

بیشتر

چشم هایت فرات دلتنگی

اشک هایت تلاطم غم هاست

حال و روز دل شکسته ی تو

از نگاه غریب تو پیداست

.

ای غریب مدینه ی دوم

مرد خلوت نشین سامرّا

التماس همیشه ی باران

حضرت عشق التماس دعا

.

آه آقا تو خوب می دانی

که دل بی قرار یعنی چه

پشت دروازه های شهر ستم

آن همه انتظار یعنی چه

.

چه به روز دل تو آوردند

رمق ناله در صدایت نیست

بگو ای نسل کوثر و زمزم

بزم شوم شراب جایت نیست

.

آری آن لحظه ماتم قلبت

بی کسی های عمه زینب بود

قاتلت زهر کینه ها ، نه نه !

روضه ی خیزرانی لب بود


.




مطالب مرتبط