بگو به خواب که آید به چشم بیدارش

دلا بسوز که مولا تمام شد کارش

 

سریع‌تر بدنش را به خاک بسپارید

که در بهشت، علی وعده کرده با یارش

 

زمینیان غمیگین آسمانیان خوشحال

که بیقراردلی می‌رسد به دلدارش

 

برای دیدن دست کبود فاطمه‌اش

به عرش رفته یدالله دست حق یارش

 

خدا کند ز علی باز رو نگیرد؛ آه 

خدا کند برود ابر از شب تارش

 

دوباره دست به پهلوی خود نگیرد کاش

دوباره گل نکند کاش زخم مسمارش

 

خلاصه باز علی جان دهد اگر آید

دوباره فاطمهٔ زخمی‌اش به دیدارش

 

علی که سیر شد از کوفه زینبش هم رفت

چه کوفه‌ای که تمامی نداشت آزارش

 

چه کوفه‌ای که دوباره کشاند زینب را

نه بین مجلس تفسیر بین انظارش

 

رواست کوفه خودش را فرو برد در خاک

که رفت دختر غیرت میان بازارش

 

گرفت كوفه كس و كار دخت حيدر را

امان ز مردم نامرد بی کس و کارش



مطالب مرتبط

فدای اون حرمت مادر
فدای اون حرمت مادر

دو شنبه, 22 دی 1399

پخش
اسوه شهید گمنام
اسوه شهید گمنام

دو شنبه, 22 دی 1399

پخش
ای یاس کبود من
ای یاس کبود من

دو شنبه, 22 دی 1399

پخش
اگر آن ماه نمونه
اگر آن ماه نمونه

یک شنبه, 29 اسفند 1400

پخش