صفحه اصلی
سبک ها
روضه
501
سلام کردم و گفتم سلام ما عباس
28:22
71
502
نه آب مانده برایم نه آبرو چه کنم
16:01
109
503
وفاداری او را جستجو از مشک آبش کن
18:49
65
504
خداحافظ برادر خواهریها
15:00
84
505
در یورش آن سپاه بر تو چه گذشت
07:57
47
506
لبها معطر است، سلام علی الحسین
10:04
217
507
تشنه بود به خاکها خونش
06:54
165
508
خداحافظ ای برادر زینب
05:23
181
509
آب میخواستی
05:50
86
510
تک و تنها و غریب شد
10:47
94
511
تو شهید میشی و من اسیر میشم
04:10
96
512
آه یا زینب
04:58
122
513
ای حسین جان
05:08
70
514
یقین دارم که از این اشک چیزی قیمتی تر نیست
27:22
515
چنان اسپند میسوزد
34:37
67
516
نزدیک مغرب است خدایا چه میشود
10:27
173
517
نجاتش بدید قتلگاه که جای دیدن نیست
02:39
112
518
غروب بود و تنی چاک چاک در صحرا
20:30
35
519
جوان ز دل نرود
03:22
111
520
زینبش اومد
02:01
589