زمین بدون تو گم میکند بهارش را

حاج حسن خلج

بیشتر

زمین بدون تو گم می‌کند بهارش را
گرفته است جهان از تو اعتبارش را
 
 
خدا به خاطر تو آفرید عالم را
سپس‌ سپرد به دست تو اختیارش را
 
چه بنده ها که خدا آفریده است ولی
عیان نمود فقط با تو شاهکارش‌را
 
هر آنکه نوکری نوکر تو را کرده ست
به قول مرشد ما، بسته است بارش را
 
تو را زدند و علی‌مانده است در این بِین
چگونه حفظ کند بغض ذوالفقارش را
 
علی که دید،ولی‌کاش بعد‌از این دیگر
میان شعله نبیند کسی نگارش را
 
خوش است‌چاه که هم صحبت علی شده است
خوش است وقف علی‌کرده روزگارش را
 
به فرض کل درختان قلم شوند،_قلم
چگونه وصف کند حُسن بی شمارش را
 
برای آدمیان جا نمانده ،وقتی‌که
احاطه کرده هزاران ملک مزارش را



مطالب مرتبط

چه بگویم نگفته هم پیداست
چه بگویم نگفته هم پیداست

پنج شنبه, 25 شهریور 1400

پخش
حسین علیک السلام خداکنه برگردی
حسین علیک السلام خداکنه برگردی

سه شنبه, 21 مرداد 1399

پخش